سيد محمد كمره اى
496
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
حظّ صمصام از الغاى كاپيتولاسيون بعد از ناهار بلافاصله صمصام آمد ، مجددا رفتيم به صحبت اسقاط و الغاى معاهدات كاپيتالاسيون . خيلى حظّ داشت از اين خدمت به مملكت . واقعا هم جاى حظّ بوده است . بعد از دو به غروب مانده بلند شده به منزل آمدم . مشغول چايى با خانه و آقا سيد رحمن و آقا سيد هادى شده ، ساعت يك و نيم به غروب مانده بيرون ، درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان ، و آقا نصر الله حضرت عبد العظيمى آنجا بود . قدرى صحبت ، بعد باهم سوار واگون ، كوچه حرمت الدوله پياده شدم و به منزل همشيره رفته ، ده تومان وجه كه خواسته بود به او داده ، آقا نصر الله هم در بين راه كه سوار واگون بوديم گفت گندم به چهل و هفت تومان رسيده . بعد از خانه همشيره يك از شب بيرون آمده در خيابان چراغبرق ناظم التجار و نايب عبد الله خان و آقا شيخ حسين گيوه فروش و آگاه مىرفتند . قدرى تعارف و صحبت ، بعد جدا شده به خط مستقيم ، دو و نيم به خانه رسيده ، با آقايان سيد رحمن و سيد هادى شام نان و آبگوشت خورده خوابيديم . تقاضاى القاى محبت فهيم الدوله و مصدق السلطنه جمعه 29 ذيقعده . - صبح بعد از خوردن چايى آقا سيد رحمن و آقا سيد هادى رفتند باغ انگورى كه ببينند چهارپادارها آمده كه پول خودشان را بگيرند . بعد آقاى عين الممالك و بعد متين الدوله آمده مذاكره اينكه در اين موقع كه عناصر مختلفه ضديتشان بد است و اگر باهم خوب شوند شايد بتوانند كارى بكنند . لذا فهيم الدوله و مصدق السلطنه كه بينشان در خصوص الغاى ضرر دولت كه طومانيانس در تحديد زده بود مبارزه و محاكمه واقع شد و براى دولت فايده نبخشيد ، نير السلطان هم سابقا ميان افتاده بود كه آنها را آشتى دهد و عقب افتاد ، حالا خوب است شما نير السلطان را ملاقات و او را در خيال پيش واداريد كه مشغول شود ، بلكه اين كدورت از ميانه مرتفع شود . بنده گفتم از جهت اينكه دوستى و دشمنى آقايان باهم به جهت منافع مملكتى نبود و حاليه هم ضديت و موافقت آنها نه مضر و نه مفيد به حال مملكت است فقط دو نفر كه تأمين از هيچ جهت ندارند از اين راه هم از مضرات هم خائف باشند . چرا